پیر پسر نامه
نوشته هایی درباره یه متولد اسفند 
نويسندگان

دلم رفت و ندید روی دلدار

[ چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]

وقتی تو نیستی شادی، کلامِ نا مفهومی ست..!
و دوستت می دارم رازیست که در میان حنجره ام دق میکند...
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟!
اینجا که ساعت و آیینه و هوا ... به تو معتادند....

[ شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ شهاب بهمنی ]
گـــــــــــــوسفندانی بودیم آمدند خــــــــــــــــــــرمان کنند گـــــــــــــــرگ شدیم......

ادامه مطلب
[ شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]

به هر حال
با آن که فکر می‌کردم تویی
رقصیدم

[ یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]

یوزهایی
با پوزه‌های بی‌دندان
می‌خواهند
مرا ببوسند

بی‌هوا

در ناخودآگاهم
پا
روی دمشان گذاشته‌ام

به هر دری می‌زنم
بیدار نمی‌شوم

[ چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٤٩ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]
مخالف سر سخت این ضرب المثل ام 

" خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو "

می خواهم رسوای زمانه باشم اگر قرار باشد همرنگ این جماعتی شوم

که هر روز دارند رنگ عوض می کنند و پر اند از دو رویی  و تزویر...
[ شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]
ای کاش یادبگیریم واسه خالی کردن خودمون یکی دیگر رو "لبریز " نکنیم

ادامه مطلب
[ جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]

دستم به افکارم نمی رسد

نه اینکه افکار بلندی داشته باشم

دستانم کوتاهند

[ یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ] [ شهاب بهمنی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed