امروز 

امروز۵صبح

یه کم بیشتر بخوابم؟۵دقیقهplzzz...

ساعت ١٠صبح

جلسه ....

نرسیدم...خواب موندم...

سر کار؟نه....

اااااااااااااااااااااااااااااااااااا...برف...!

تجریش قلیون...هلو...

۶سیخ جیگر

سر چهار راه گل رز دستی١٠٠٠

٢دست لطفا...۴شنبه میای پاییتخت؟

برفه دیگه لبخند

یه نفر بهم گفت بچه فکر کن...!؟



    در دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧ بقلم شهاب بهمنی نگاشته شده است! نظرات ()



 شهاب 

 

بعضی ها با {من}یعنی منی که تو وجودشونه به صورت کاملا تفاهمی زندگی میکنند.

بعضی ها {من}خودشون کامل نیست و دنبال١کسی میگردن و وقتی {ما}شدن زندگیه خوبی رو شروع میکنند

بعضی ها با کسی هم که {ما}میشن همون {منی}که دارنو از دست میدن

بعضی از {من}ها دوست ندارند {ما}بشن میترسن

حالا از این همه منو /ما چی نصیب من میشه؟

از همه ی من ها خسته ام حالا بستگی داره این منو شما چه معنی بهش بدین...



    در سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧ بقلم شهاب بهمنی نگاشته شده است! نظرات ()



 من... 

این روزها بودنم آسونتر شده. نتیجه گرفتم اخیرا زندگیو واسه خودم خیلی سخت می گرفتم ولی مثل اینکه ....سخت تو اشتباه بودم

واسه همه رفیق نیمه راه ها نیمه راه تریم عزیز

ضمنا تو دلت واسه کسی نسوزه عزیزم (مخصوصا توووو)دلت نسوزه که اگه قرار بود بسوزه....هه....

امید وارم تو این روزها که میخواهیم در مراسم امام حسین باشیم

به خاطر اینکه خودمونو ...نشون بدیم گریه نکنیم.

 اگه یه کم دلمون سوخت اگه یه کم یه جاهایی دلمون شکست عوض گریه های دروغین بشینیمو از ته دل دعا کنیم حالا هر جا که هستیم.

همینو بس...

 

 



    در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ بقلم شهاب بهمنی نگاشته شده است! نظرات ()