تاريخ : چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

زندگی جالبی داریم ما آدمهای کوکی

شبها رو با بافتن خیال های قشنگ و صورتی طی میکنیم

روزها هم میشینیم دنبال راه حل میگردیم که چطوری بافته هامون رو پاره کنیم

گاهی اوقات هم میشینیم کنار کسی که دوسش داریم و 1عالمه حرفهای عاشقانه میزنیم...

این روال تا موقعی ادامه داره که کسی که دوسش داریم به همه چیز نقطه میذاره...

اون وقت است که میاد میشینه و با همون ویالونی که قرار بود آهنگ مرا ببوس ویگن رو بزنه ساز مخالف رو میزنه

و تو بمونیو حوضت که در آخرم کلاغ های سیاه بیان تک تک دوست داشتن هاتو از رگ ریشت بکنن و برن(+)

 



تاريخ : جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

بعد مدتها به ١نقطه اسفند ماهی بودن خودم ختم شدم



تاريخ : شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

دست سرد..فشار پایین...آهنگهای ترکیه..

تنبل شدن...دستمال کاغذیهای 200برگه چشمک

خیره شدن به (آکواریم)

شده کارهای روزمره من...



  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول