تاريخ : جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ | ٤:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

دلم


زنی می‌خواهد


نابینا


خط بریل بداند


فصل به فصل


تنم را بخواند


بازی‌های ادبی‌ام را کشف کند

 

دستش را بگیرم


بازو به بازو


دنیا را برایش تعریف ‌کنم


چشمش شوم


عصایش


و تمام زشتی‌ها‌ی جهان را


برای او


از قلم بیاندازم



تاريخ : جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

شخصی از سرزمین فوت ها که نمیدونم فکر کردی چیزی تو گوش من گیر کرده که با فوت شما بر طرف میشه...!

خانم چادری لپ گلی که ١٠٠ کیلو وزنت هست هر شب درست ساعت١٢جلوی در خونه میای برنج و گوشت و...میگیری

آقای محترم رفتگر که در روز شیرین جمعه ساعت ۶صبح در روز عادی عیدی میگیری...

آآخخخ یوسف گم گشته ی من که اول هر اخباری اول باید صورت زیبای تو رو ببینم...

ف ی ل ت ر های عزیز...

برادران و خواهران فیلتر گذار..

جماعت فیلتری..

عزیز محترمی که رو ماشین امضا میزنی...

آقای محترمی که وقت و بی وقت داری آهن پاره دمپایی پاره میخری...

خیابان اصلی عزیز که هیچ وقت به غیر از لحظه اعلام انتخابات خلوت نبودی ...

عزیزانی که میاین کامنت  مینویسین قشنگ بود بهم سر بزن...

وووهههههه...هکر عزیز که آیدی شرکت رو هک کردی ...

و در آخر... عزیزی که میخونمت احساس آرامش میکنم باهات چه با نوشته هات چه با اسمت ولی تو هیچی از این ماجرا نمیدونی ...خانم محترم ...

ممنونم ازتون ...

با تمام وجود تبدیل به خواهش و تمنا شدم اما انگار تنها چیزی که هیچ وقت به هیچ جایی نمیرسه...فریاد هست...

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

من و   های  تو concept 


 های  من
conclusion
و تو  و  

هیچوقت هم نفهمیدم از کجا آمده ای ؟


روزها چکار میکنی ؟


چی می خونی ؟


و کجاها می روی ؟



تاريخ : پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸ | ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

همیشه برای بیرون اومدن از حالت تنهایی کافیه دلت بخواد خودت هم کمی اعتماد داشته باشی

اعتماد به خودت و دلت انوقته که آسمون و زمین دست به دست هم میدن تا کارتو ردیف کنن

بیشتر موقع ها ما خود آدما هستیم که پا میذاریم رو خواسته هامون و باعث میشیم اتفاقی که باید بیافته ....!

دلم رو به اندازه خواسته هام بزرگ کردم بزرگ بزرگ حالا منتظر صاحبش هستم تا به اندازه تمام این تنهایی ها پیداش کنم ...



  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول