تاريخ : دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧ | ٤:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی
گلوله‌ها بسیارند عمیق و قدیمی در باز و بسته می‌شود چاقوها می‌چرخند هر از گاهی صدای شلیکی دوباره اتاق را می‌پراند دست‌ها درمانده کنار تخت خونین تو فرو می‌ریزند صدایت بالا نمی‌آید از گلوله‌ی اصلی بگویی و هیچ کس حواسش به اشاره‌ی ناتوان دست تو به قفسه‌ی سینه‌ات نیست . . .

  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول