تاريخ : پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

 

از یه طرف عصبانیم چون توقع داشتم ور مهربون دلم وقتی که طرف بدجنس دلم شمشیر می کشید رامش کنه بعد خب یه لحظه غافل شده بود و کشت و کشتاری شده بود بیا و ببین.. ور مهربون احمق هم نشست زمین و طبق معمول جای هر کار مفیدی زار زار زد زیر گریه و ور بدجنس که عاشق ور مهربونه موند چیکار کنه کارو زندگیشو کنار می ذاره که اون آروم بگیره..

 

 کار هر روزه ... دیوونگی...



  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول