تاريخ : جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

می شکافمت
تو و هر چه وابسته توست
سرد است نه؟ می شکافمت
می شکافی ام
با سردی تحقیر بیهوده ای که جز شکاف ندارد
صدای قهقهه ای می آید
از آن قهقهه های عصبی بد آهنگ
از آن شکافتن های عق آوری که کوچکت می کند ، ریز تر از یک ارزن
زشت تر از چرک زردِ زخمِ سر بازشده ای در قلبی ساخته شده از گوشت و رگ و پی
و نه بیشتر
بالا می آورم
روی تمام حس های قشنگ دنیا

پ.ن: او می رود آرام

اویی که عزیز است و نزدیک است
به جایی که نه من هستم ، نه تو
و نه ما
تو می مانی و
فریاد قلب کوچکت که پشت لبخندی پنهان کردی
من برای تو می گریم
برای اشک هایی که نریختی
برای صبر تلخی که زین پس با تو هست

برای مادرم ...مادری که سالهاس نیست
برای من ..منی که به سوگ مادرم نشستم


  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول