تاريخ : شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : شهاب بهمنی

نتوانستم سر انجام
تو را تمام ببخشم
و ناگهان آشکار نکنم
که هرگز مرا دوست نداشته ای

چه بی رحمانه
صغرا ، کبرا ها
پشت هم ردیف شدند
و دستانت باز شد

باورش مرا هم شکست
که این همه نمی دانستم
تنها بوده ام هزار سال

زنگ زده بودم
تنها حالت را بپرسم
چرا به سادگی
همه چیز را فهمیدم
آنچه این سال ها
گفته بودم نمی دانم



  • جوان
  • قالب وبلاگ
  • کارت شارژ همراه اول